یكی از جذابیتهای
انكارناشدنی تلویزیون
كشورمان، نقشآفرینی بانوان ایرانی در سریالهاییست كه جدای از ساختار
نامناسب و
مفاهیم پیشپا افتاده، مشكل حاد دیگری ندارند. حتما شما هم در این فیلمها و
سریالها دیدهاید كه زنهای ایرانی در خانههای خود با چه سر و وضعی به
رختخواب
میروند و یا از خواب بیدار میشوند؛ البته اعتراف میكنیم كه مردها هم در
در این
فیلمها و سریالها خیلی راحتتر از خانمها نیستند. با این اوصاف شما فكر
میكنید
برای بچههای امروزی كه از كنجكاوی زیاد رنج میبرند، در حین تماشای یك
سریال چه
سوالاتی پیش میآید؟
«بابا جون؟»
«جونم
بابا جون؟»
«این خانمه چرا با مانتو
خوابیده؟»
«خب... خب... خب حتما اینجوری راحتتره دخترم.»
«یعنی با
لباس
راحتی سختشه؟»
«آره دیگه، بعضیها با لباس راحتی سختشونه!»
«پس چرا
اسمشو
گذاشتن لباس راحتی؟»
«.......هیس بابایی، دارم فیلم میبینم.»
«
باباجون، كم
آوردی؟!»
«نه عزیزم، من كم بیارم؟ اصلا هر سوالی داری بپرس تا جواب
بدم.»
«خب
راستشو بگو چرا این خانمه با مانتو خوابیده بود.»
«چون خانم خوبیه و
حجابشو
رعایت میكنه.»
«آهان، پس یعنی مامان من خانم بدیه؟»
«نه دخترم،
مامان تو هم
خانم خوبیه.»
پس چرا بدون مانتو میخوابه؟»
«خب مامانت اینجوری
راحتتره.»
«اون آقاهه هم چون میخواسته حجابشو رعایت كنه با كت و شلوار
خوابیده
بود؟»
«نه عزیزم، اون چون خسته بود با لباس خوابش برد.»
«پس چرا
خانمش كه
خیلی هم خانم خوبیه بهش كمك نكرد لباسشو در بیاره؟!»
«چون میخواست
شوهرش روی
پاهای خودش بایسته.»
«واسه همینه كه شما نمیتونید روی پاهای خودتون
بایستید؟»
«عزیزم مگه تو فردا مدرسه نداری؟»
«داری میپیچونی؟»
«نه
قربونت
برم عزیزم، اما یه بچه خوب كه وسط فیلم اینقدر سوال نمیپرسه؛ باشه عسل
بابا؟»
«اما من هنوز قانع نشدم.»
«توی این یك مورد به مامانت رفتی؛
خب بپرس
عزیزم.»
«چرا باباها توی تلویزیون همیشه روی مبل میخوابن؟»
«واسه
اینكه
تختخوابشون كوچیكه، دو نفری جا نمیشن.»
«خب چرا یه تخت بزرگتر
نمیخرن؟»
«لابد پول ندارن دیگه.»
«پس چرا اینا دوتا ماشین دارن، ما
ماشین
نداریم؟»
«چون ماشین باعث آلودگی هوا میشه، ما نخریدیم عزیزم.»
«آهان،
یعنی
آدما نمیتونن همزمان دوتا كار خوب رو با هم انجام بدن؛ اون آقاهه و
خانومه كه
حجابشون رو رعایت میكنن، باعث آلودگی هوا میشن، شما و مامان كه باعث
آلودگی هوا
نمیشین حجابتون رو رعایت نمیكنین؛ درست گفتم بابایی؟»
«آره دخترم،
اصلا همین
چیزیه كه تو میگی، حالا میشه من فیلم ببینم؟»
«باشه، ببین بابایی اما
تحت
تاثیر این فیلمها قرار نگیری بری ماشین بخریها، به جاش برو به مامان یاد
بده
حجابشو موقع خواب رعایت كنه كه تو اینقدر موقع جواب دادن به سوالاتم خجالت
نكشی!»
اول فروردین ماه باشد سیاه هستید.
بین دوم فروردین تا 11 فروردین باشد ارغوانی هستید
بین 12 تا 21 فروردین باشد. شما سرمه ای است
بین 22 فروردین تا 31 فروردین باشد نقره ای هستید.
بین یكم اردیبهشت تا 10 اردیبهشت باشد سفید هستید.
بین 11 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت باشد شما آبی هستید.
بین 25 اردیبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائی رنگ هستید.
بین 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شیری رنگ هستید.
بین 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستری هستید.
بین 24 خرداد تا دوم تیر ماه باشد شما رنگ خرمائی هستید.
سوم تیر ماه باشد رنگ شما خاكستری است.
بین 4 تیر ماه تا 13 تیر ماه باشد شما قرمز هستید.
بین 14 تیر ماه تا 23 تیر ماه باشد شما نارنجی هستید.
بین 24 تیر ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستید.
بین 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتی هستید.
بین 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبی هستید.
بین 23 مرداد تا یكم شهریور باشد شما سبز هستید.
بین 2 شهریور تا 11 شهریور باشد شما قهوه ای هستید.
بین 12 شهریور تا 21 شهریور باشد شما كبود رنگ هستید.
بین 22 شهریور تا 31 شهریور باشد شما لیموئی هستید.
متولدین یكم مهر ماه زیتونی هستند.
بین 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغوانی هستید.
بین 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه ای دارید.
بین 22 مهر ماه تا یكم آبان ماه شما نقره ای هستید.
بین 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفید هستید.
بین 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائی است.
بین یكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شیری رنگ هستید.
بین 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستری هستید.
بین 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائی رنگ هستید.
متولدین اول دیماه نیلی رنگ هستند.
بین دوم دی ماه تا 11 دی ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بین 12 دی ماه تا21 دی ماه باشد شما نارنجی هستید.
بین 22 دی ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستید.
بین 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتی هستید.
بین 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبی هستید.
بین 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستید.
بین 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه ای هستید.
بین 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودی رنگ هستید.
بین 21 اسفند تا 29 اسفند باشد لیمویی هستید.
——————————————————————–
قرمز
با نمك و دوستداشتنی، مشكل پسند اما همیشه عاشق…….و
اینطور بنظر میرسد كه مورد محبت نیز باشید. با روحیه و
بشاش اما در همان زمان میتوانید بد اخلاق هم شوید
قادرید با مردم بسیار خوب و با ملاطفت برخورد كنید و این
همان عشقی است كه میتواند در راهی كه در پیش دارید
همراهتان باشد
آدمهایی را كه راحت صحبت میكنند دوست دارید این آدمها
باعث میشوند احساس راحتی بیشتری داشته باشید.
شیری رنگ
اهل رقابت و بازی دوست. دوست ندارد ببازد
ولی همیشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت
خود را بیرون بگذرانید، با دقت عشقتان را انتخاب میكنید
و بسادگی عاشق نمی شوید اما وقتی او را یافتید تا مدتهای
طولانی دوستش خواهید داشت.
نیلی
شما بیشتر متوجه نگاهتان هستید و استانداردهای بالائی در
انتخاب عشق دارید. هر راه حلی را با دقت و تفكر انتخاب
می كنید و بسیار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه میشوید
دوست دارید رهبر باشید و به راحتی می توانید دوستان جدید
پیدا كنید.
خاكستری
جذاب و فعال هستید، شما هرگز احساستان را پنهان نمی كنید
و هر آنچه را كه درونتان است آشكار می سازید. اما ضمنا
میتوانید خودخواه هم باشید. می خواهید مورد توجه باشید و
نمی خواهید بطور نا برابر با شما برخورد شود. میتوانید
روز مردم را روشن كنید. شما میدانید در زمان مناسب چه
بگویید و خوش اخلاق هستید.
سبز
خیلی خوب با افراد تازه كنار می آیید. در واقع آدم
خجالتی ای نیستی اما گاهی اوقات با كلماتت به عواطف مردم
آسیب می رسانید. دوست دارید تا مورد توجه و علاقه كسی
باشید كه دوستش دارید ولی اغلب تنهایید و به انتظار فرد
مورد نظرت می مانید.
طلائی
شما میدانید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. آدم
بشاشی هستید و زیاد بیرون میروید. بسیار سخت میتوانی فرد
مورد نظرت را پیدا كنی اما وقتی او را یافتی تا سالیان
متمادی دوباره عاشق نمی شوی.
صورتی
شما همواره در تلاشید تا در هر چیزی بهترین باشید و دوست
دارید به سایرین كمك كنید. اما بسادگی قانع نمی شوی.
دارای افكاری منفی هستید و در جستجوی عشقی شورانگیز
مانند آنچه در قصه هاست هستید.
زرد
شما شیرین و بیگناهید ، مورد اعتماد بسیاری از مردم ،
و دارای رهبریتی قوی در ارتباطاتتان هستید. شما خوب تصمیم
میگیرید و انتخاب درستی در زمان مناسب می گیرید. همواره
در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر می برید.
خرمائی
باهوشید و میدانید چه چیزی درست است. میخواهید همه چیز
را مطابق میل خود كنید كه گاهی میتواند بدلیل عدم توجه
به نظر دیگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور
هستید. وقتی فرد مورد نظرتان را یافتید برایتان دشوار
است فرد بهتری پیدا كنید.
نارنجی
در مقابل اعمالتان مسئولیت پذیر هستید، می دانید چگونه
با مردم رفتار كنید. همواره اهدافی برای دستیابی به آنها
دارید و حقیقتا برای رسیدن به آنها تلاش میكنید ، فردی
آماده رقابت هستید. دوستانتان برایت بسیار مهم هستند و
قدر آنچه را كه دارید میدانید، گاهی اوقات واكنشتان
زیادی شدید است و علت آن نیز احساساتی بودنتان است.
ارغوانی
اسرار آمیز هستید، بهیچوجه خودخواه نیستید ، زود و آسان
نظرتان جلب میشود. روزتان با توجه به خلقتان میتواند
غمگین یا خوش باشد. بین دوستان محبوب هستید اما میتوانید
دست به عمل احمقانه ای نیز بزنید ، بسادگی امور را
فراموش میكنید. بدنبال شخصی هستید كه قابل اعتماد باشد.
لیموئی
آرام هستید، اما بسادگی عصبانی می شوید. به آسانی حسادت
می ورزید و در مورد چیزهای كوچك اعتراض میكنید، نمی
توانید به یك كار بچسبید اما دارای شخصیتی هستید كه
اعتماد و علاقه همه را جلب میكند.
نقره ای
خیال پرداز و بامزه اید ، دوست دارید چیز های جدید را
بیازمایید. علاقه دارید خود سازی كنید و بسادگی می
آموزید، براحتی میتوان با شما صحبت كرد و شما نصایح خوبی
میدهید. وقتی موضوع دوستی است متوجه میشوید نمی توان به
كسی اعتماد كرد، اما وقتی دوستان واقعی خود را یافتید تا
پایان عمر به آنها اعتماد میكنید.
سیاه
شما یك مبارز هستید و دارای انگیزه اید. اما تغییر در
زندگی را نمی پسندید. زمانی كه تصمیمی گرفتید، روی
تصمیمتان تا مدتها پای می فشارید. زندگی عشقی شما نیز
توام با مبارزه است و مثل همه نیست.
زیتونی
شما روشن قلب و آدم گرمی هستید. همراه خوبی برای فامیل و
دوستانید. خشونت را نمی پسندید و میدانید چه چیزی درست
است. شما مهربان و بشاش هستید اما بسادگی به مردم حسادت
نورزید.
قهوه ای
فعال و ورزشكارید ، برای دیگران مشكل است كه به
شما نزدیك شوند. زمانی كه متوجه میشوید نمی توانید به
چیزی كه میخواهید دستیابید ، بسادگی تسلیم شده آنرا رها
میكنید.
آبی
اتكا به نفس كمی دارید و خیلی ایرادی هستید. هنرمند
هستید و دوست دارید عاشق شوید ، اما میگذارید عشقتان از
دستتان برود چون در این مورد از مغزتان فرمان میگیرید نه
از قلبتان.
سرمه ای
شما جذابید و عاشق زندگی خود هستید ، نسبت به همه
چیز دارای احساسی قوی هستید و خیلی زود گیج میشوید
زمانی كه از دست شخص یا اشخاصی عصبانی می شوید برایتان
مشكل است آنها را ببخشید.
سفید
شما آرزو و اهدافی در زندگی دارید زود حسادت می ورزید
نسبت به دیگران متفاوت و گاهی اوقات عجیب هستید اما همه
این حالت شما را دوست دارند.
كبود
احساسات شما بسادگی و ناگهانی تغییر میكند اغلب تنها
هستید ، مسافرت را دوست دارید. انسان صادقی هستید ولی
حرف مردم را زود باور میكنید. یافتن عشق برای شما سخت
است و گمگشته عشق هستید
وزیر همواره میگفت: هر اتفاقی كه رخ میدهد به صلاح ماست.
روزی پادشاه برای پوست كندن میوه كارد تیزی طلب كرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید،وزیر كه در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام چیزهایی كه رخ میدهد در جهت خیر و صلاح شماست !
پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زندانی كردن وزیر را داد...
چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شكار به
نزدیكی جنگلی رفتند. پادشاه در حالی كه مشغول اسب سواری بود راه را گم كرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد،در
حالی كه پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سكونت قبیلهای رسیدكه مردم
آن در حال تدارك مراسم قربانی برای خدایانشان بودند،
زمانی كه مردم
پادشاه خوش سیما را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور كردند وی بهترین قربانی
برای تقدیم به خدای آنهاست!!!
آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را
بكشند،
اما ناگهان یكی از مردان قبیله فریاد
كشید : چگونه میتوانید این مرد را برای قربانی كردن انتخاب كنید در حالی كه
وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه كنید !!!
به همین دلیل وی
را قربانی نكردند و آزاد
شد.
پادشاه كه به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت:اكنون
فهمیدم منظور تو از اینكه میگفتی هر چه رخ میدهد به صلاح شماست چه بوده زیرا بریده
شدن انگشتم موجب شد زندگیام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان
افتادی این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت؟!!
وزیر پاسخ داد: پادشاه عزیز مگر نمیبینید،اگر من به
زندان نمیافتادم مانند همیشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زمانی كه
شما را قربانی نكردند مردم قبیله مرا برای قربانی كردن انتخاب میكردند،
بنابراین
میبینید كه حبس شدن نیز برای من مفید بود!!!
تو خیابون داریم راه میریم دوتا گربه داشتند جفت گیری میکردن دوستم پرسید وااااو دارن جفت گیـــری میکنن؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پدر پیرشو کول کرده داره میبره دکتـــر
رفتیم مرغ کنتاکی بگیریم. دختره پشت صندوق به من میگه میخای رونو سینرو همینجا بخوری؟ پ نه پ بریم اون پشت تو جمع زشته
رفتیم تو اتوبان. ترافیک زیادی بود. دوستم میگه احسان ، ترافیکه؟ پ نه په واسه اینکه احساسه غریبی بهمون دست نده، ماشینا چسبیدن به ما
رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان . مسئول اونجا میگه : اومدی عیادت ؟ میگم : پ نه پ اومدم 2 تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم
پام رفته تو چاله وسط خیابون با مغز پهن شدم رو زمین اومدن دورمو گرفتن میگن خوردی زمین؟! گفتم پ نه پ.! دارم سجده شکر به جا میارم
میرم نونوایی میگم حاجی بش دانا بربری خاشخاشلری ور. میگه سن ترک سن؟ میگم پ ن پ لرم آپگرید شدم
سر کلاس آیین نامه رانندگی پلیسه یه تابلو را از من پرسیده... میگم عبور دوچرخه ممنوع... میگه این دوچرخه است؟... میگم پ نه پ تانکه... میگه پ نه پ و مرض ! هنوز فرق دوچرخه با موتور گازی را نمی فهمی !!؟
صدای خرپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می.کنه
؟میگم نه پـَـَـ جنس صداتو دوست دارم می.خواستم بت بگم سعی. کن تو اوج که
میری رو تحریرات بیشتر کار کنی.!
تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر!! میگم نه پـــَ
2 نفر حساب کن خورزوخان هم هست
از تاکسی پیدا شدم به راننده نیگا میکنم,میگه باقی پولتو میخوای؟میگم نه
پـَـَــــ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم!
به دوستم میگم وی پی ان داری؟ میگه واسه رد شدن از فیلترینگ میخوای نــه
پـَـَــــ واسه رد شدن از تنگه ابو غُریب میخوام. هم سنگرام منتظرن!!!
بچه داییم به دنیا اومده .. همه خوشحال و اینا .. مامان بزرگم برگشته میگه
حالا میخاین براش اسم بذارین؟... نَ پَـــ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش
بشه:... نیو فولدر
دارم با تلفن حرف میزنم. بابام میگه دوست دخترت بود؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ
ژاک شیراک بود درمورد مناغشات اخیر خاور میانه نظرمو میخواست . .
نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط داداشم گفت علی دزده؟ نه پــــــــَ "زوروِ " دار از دسته قروبان گارسیادر میره
اهنگ اندی تو ماشین گذاشتیم دوستم میگه اندیه ؟
نه پــــــَ
داریوشه، داره خودشه لوس میکنه بخندیم
با کلی عشق و علاقه به 1 بنده خدا گفتم I love you میگه با منی منم گفتم نه
پَ با pmc ام اومدم تو از کف دستم عکس بگیری
با تشکر از وفا
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر…
می تواند تنها یک همسر داشته باشد
و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ….
برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است
و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی …
در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو …
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی …
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی….
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ….
او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ….
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر …
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛
پیر می شود و میمیرد…
و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند
چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،
زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛
گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛
سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده
و اینها همه
دکتر علی شریعتی
آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی)
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما / آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی)
آلبانی: سرزمین كوه نشینان
آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی، ژرمنی)
آنگولا: از واژه نگولا كه لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
ازبكستان: سرزمین خودسالارها (سغدی، تركی، فارسی دری)
اسپانیا: سرزمین خرگوش كوهی (فنیقی)
استرالیا: سرزمین جنوبی (لاتین)
استونی: راه شرقی (ژرمنی)
اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)
اسكاتلند: سرزمین اسكات ها (لاتین)
افغانستان: سرزمین قوم افغان (فارسی)
اكوادور: خط استوا (اسپانیایی)
الجزایر: جزیره ها (عربی)
السالوادور: رهایی بخش مقدس (اسپانیایی)
امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یكپارچه عربی (عربی)
اندونزی: مجمع الجزایر هند (فرانسوی)
انگلیس: سرزمین پیر استعمار (ژرمنی)
اوروگوئه: شرقی
اوكراین: منطقه مرزی (اسلاوی)
ایالات متحده امریكا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایتالیا: شاید به معنی ایزد (یونانی)
ایران: سرزمین آریایی ها٬ برگرفته از واژه «آریا» به معنی نجیب و شریف
ایرلند: سرزمین قوم ایر (انگلیسی)
ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)
باهاما: دریای كم عمق یا ریشدارها (اسپانیایی)
بحرین: دو دریا (عربی)
برزیل: چوب قرمز
بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان (لاتین)
بلژیك: سرزمین قوم بلژ از اقوام سلتی، واژه بلژ احتمالاً معنی كیسه می داده
بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه ای بومی به معنای آب گل آلود
بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)
بوتان: تبتی تبار
بوتسوانا: سرزمین قوم تسوانا
بوركینافاسو: سرزمین مردم درستكار
بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریكای لاتین
پاراگوئه: این سوی رودخانه
پاكستان: سرزمین پاكان (فارسی دری)
پاناما: جای پر از ماهی (زبان كوئِوا)
پرتغال: بندر قوم گال از اقوام سلتی (لاتین)
پورتوریكو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)
تاجیكستان: سرزمین تاجیك ها (فارسی دری)
تانزانیا: این نام از همامیزی تانگانیگا سرزمین دریاچه تانگا + زنگبار گرفته شده
تایلند: سرزمین قوم تای
تركمنستان: سرزمین ترك + ایمان = تركیمان = تركمان = تركمن سرزمین ترك هایی كه مسلمان شده اند (مربوط به سده های آغازین اسلام)
تركیه: سرزمین قوی ها (تركی با پسوند عربی)
جامائیكا: سرزمین بهاران
جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند (زبان آفار)
چاد: دریاچه (زبان بورنو)
چین: سرزمین مركزی (چینی)
دانمارك: مرز قوم "دان"
دومینیكن: كشور دومینیك مقدس (اسپانیایی)
روسیه: كشور روشن ها، سپیدان
روسیه سفید / بلاروس: درخشنده روس / سفید روسی
رومانی: سرزمین رومی ها
زلاند نو: زلاند جدید (زلاند نام یكی از استان های هلند به معنای دریاست)
ژاپن: سرزمین خورشید تابان (ژاپنی)
سریلانكا: جزیره باشكوه (سنسكریت)
جزایر سلیمان: از نام حضرت سلیمان
سوئد: سرزمین قوم "سوی"
سوئیس: سرزمین مرداب
سودان: سیاهان (عربی)
سوریه: سرزمین آشور (سامی)
سیرالئون: كوه شیر
شیلی: پایان خشكی/ برف
عراق: شاید از ایراك به معنای ایران كوچك (فارسی)
عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملك خاندان خوشبختواژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد استسعود یعنی خوشبخت.
فرانسه: سرزمین قوم فرانك از اقوام سلتی
فلسطین: یكی از اسامی قدیم رود اردن
فنلاند: سرزمین قوم "فن"
فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله قرقیزی
قزاقستان: سرزمین كوچگران قزاقی
قطر: شاید به معنای بارانی (عربی)
كاستاریكا: ساحل غنی (اسپانیایی)
كانادا: دهكده زبان سرخپوستی "ایروكوئی"
كلمبیا: سرزمین كلمب (كریستف كلمب) (اسپانیایی)
كنیا: كوه سپیدی (زبان كیكویو)
كویت: دژ كوچك هندی (عربی)
گرجستان: سرزمین كشاورزان (یونانی)
لبنان: سفید (عبری)
لهستان: سرزمین قوم "له"
لیبریا: سرزمین آزادی
مجارستان: سرزمین قوم مجار (مجاری)
مراكش: مغرب
مصر: شهر، آبادی
مقدونیه: سرزمین كوه نشین ها، بلندنشین ها (یونانی)
مكزیك: اسپانیای جدید (اسپانیایی)
موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)
میكرونزی: مجمع الجزایر كوچك فراسوی
نروژ: راه شمال
نیجر: سیاه (لاتین)
نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)
نیكاراگوئه: دریای نیكارائو (نام مردم آن منطقه) آگوئه (اسپانیایی)
واتیكان: گرفته شده از نام تپه ای به نام واتیكان (اتروسكی)
ونزوئلا: ونیز كوچك
ویتنام: اقوام "ویت" جنوبی (ویتنامی)
ویلز: بیگانگان (ژرمنی)
هلند: سرزمین چوب آلمانی
هند: پر آب (فارسی باستان)
هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)
یمن: خوشبخت
یونان: سرزمین قوم "یون
| دو آتش نشان وارد جنگلی می شوند تا آتش کوچکی را خاموش کنند . آخر کار وقتی از جنگل بیرون می آیند و میروند کنار رودخانه ، صورت یکی شان کثیف و خاکستر است و صورت آن یکی به شکل معصومانه ای تمیز . سوال : کدامشان صورتش را می شوید ؟ . . . . اشتباه کردید ، آن که صورتش کثیف است به آن یکی نگاه می کند و فکر میکند صورت خودش هم همان طور است . اما آن که صورتش تمیز است می بیند که سرتاپای رفیقش غبار گرفته است و به خودش می گوید : حتما من هم کثیفم ، باید خودم را تمیز کنم . از کتاب زهیر پائولو کوئیلو حالا فکر کنیم چندین بار اتفاق افتاده که دیگران از رفتار بد ما و یا ما از رفتار بد دیگران به شستشو و پالایش روح خودمان پرداخته باشند و یا باشیم وقتی فرد مقابل ما مهربان و خوب و دوست داشتنی نیست یه کمی باید به خودمون شک کنیم |
خبرنگار «تابناک» در گفتوگو با چند تن از مسئولان هماهنگی همایشهای بزرگ دانشجویی و ملی در استانها کشور، اطلاعات و آمار جالبی به دست آورده که بخشی از آن تقدیم کاربران میشود
البته پیش از آن، یادآوری این نکته ضروری است که بسیاری از روحانیون اندیشمند و برجسته کشور نیز نسبت به رواج این رفتارها به شدت گلایهمندند و انتقادهای جدی دارند و بر همین اساس، این گزارش ضمن تقبیح رفتار آن افراد، از سخنرانان اصیل و منبریهای باتقوای کشور تقدیر میکند
به گزارش «تابناک»، برخی از این افراد که برای حضور در برنامه های تولیدی و موردی رسانه ملی مبلغی بین 80 تا 150 هزار تومان برای هر جلسه دریافت می کنند، دست کم نرخ دریافتی منبر و سخنرانی شان در مراسمهای خارج از رسانه ملی پانصد هزار تومان است که تا یک و نیم میلیون تومان نیز متغیر است؛ افزون بر اینکه برخی آقایان برای هر جلسه 45 دقیقه تا یک ساعته، کمتر از 5 شب منبر را نمی پذیرند و باید به اینها، بلیت رفت و برگشت هواپیما و یا هزینه رفت و برگشت ـ زمینی ـ و سوغاتی محلی را هم اضافه کنید
بنا بر این گزارش، هرچند بیشتر این افراد مدرس حوزه و دانشگاه هستند و معمولا به عنوان مشاور نیز در مراکز دولتی و خصوصی فعالیت می کنند و درآمد اصلی و پایه ای زندگی شان از راه وعظ و خطابه تأمین نمیشود، در این بین، اندک بزرگوارانی هم هستند که حضور در جمع مردم شهرهای گوناگون را به چشم یک وظیفه تبلیغی صِرف و خدمتی بی مزد و منت می نگرند و اگر هیچ حق الزحمه ای نیز به آنها تعلق نگیرد، خم به ابرو نمی آورند و حتی در پاره ای موارد، پاکت یا هدیه تعیین شده را به هیچ عنوان نمی پذیرند و به اصرار از میزبان می خواهند که این مبلغ را صرف امور خیر دیگری کند
برخی از شروط سخنرانان سرشناس و رسانه ای برای حضور در شهرستان ها ـ که به استناد گفت وگوهای حضوری و تلفنی برای دعوت به مراسم به دست آمده ـ به این شرح است: ـ
توضیح ضروری آنکه «تابناک» از آوردن نام برخی از این چهرهها که در شبکههای گوناگون سیما و گاه برخی تریبونهای رسمی پی در پی حاضر میشوند، معذور است
بلیت من را طوری تنظیم کنید که با هواپیمای ایرباس باشد. هواپیماهای دیگر امنیت ندارد
مرا از پاویون فرودگاه وارد کنید و حتما یکی از مقامات عالی رتبه استان باید به استقبال بیاید
در ظرف یک بار مصرف غذا نمی خورم. آب شرب شهری نمی خورم و حتما باید آب معدنی تهیه کنید. غذا ترجیحا از غذاهای محلی منطقه باشد
معمولا هر جا می رویم، هدایایی هم به همراهانمان می دهند. شما هم علاوه بر تهیه بلیت رفت و برگشت هواپیما و پذیرایی از همراهان، هدیه ای هم برای آنها در نظر بگیرید
در برابر تماس مسئولان برپایی یک همایش یا جشنواره: آقا شما مسئولیتت چیست که با من تماس گرفتی؟! شما که نباید با من تماس بگیری، خود آقای استاندار باید من را دعوت کند؛ ضمن این که وقت من تا شش ماه آینده پُر است
اگر جمعیت حضار کمتر از سه، چهار هزار نفر باشد، نمی آیم
شما که می دانید تهران، دریاست (!) این در حالی است که خیلی اوقات در مجالس تهران، جمعیت حضار به صد نفر هم نمی رسد. حالا ما وقت بگذاریم و بیاییم به شهر شما و آن وقت جمعیت کم باشد ـ کم از نظر حاج آقا زیر هزار نفر است ـ زمانمان به هدر رفته است
چندی پیش به مناسبت ایام محرم به شهری دعوت شدم. راننده جلوی یک طویله! ـ تعبیر وی برای یک ساختمان مسکونی معمولی در شهرستانی محروم ـ ایستاد. گفتم: باید این جا استراحت کنیم؟ گفت: بله. گفتم: برگرد فرودگاه. خلاصه مردم جمع شدند که حاج آقا؟! گفتم: حاج آقا و زهرمار! کوفی شده اید؟ ما سفیر حسینیم(ع)؛ این چه طرز برخورد است و... حالا شما از خودید تشریف بیاورید دفتر تا قرارداد تنظیم کنیم که انشاءالله از این مشکلات پیش نیاید
در تهران معمولا هفتصد، هشتصد هزار تومان برای هر برنامه به ما می دهند؛ شما چه قدر می توانید بدهید؟ ـ در پاسخ به اعتراض زیاد بودن حق المنبر ـ شما که می دانید همه از ما کمک می خواهند؛ بنابراین، ما باید از کسانی که می توانند بدهند، بگیریم تا بتوانیم به نیازمندانی که همیشه به ما مراجعه می کنند، کمک کنیم. هزینه شما جای دوری نمی رود انشاءالله خدا قبول کند! بعد هم شما که پول ندارید، چرا به ما زنگ می زنید، مگر مجبورید؟
همراه کردن فرزند و گاه خانواده و درخواست اقامت بیشتر در مناطقی که جنبه گردشگری و تفریحی دارند، جهت بازدید از بناها و آثار تاریخی و بعضا خرید سوغات و صنایع دستی به هزینه میزبان
برنامه سخنرانی ما در هر دانشگاه را معاونت فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در همان دانشگاه ها تنظیم می کند، باید از این طریق هماهنگ کنید تا به دانشگاهتان بیاییم. در این صورت، عمده هزینه را نهاد در تهران به ما پرداخت می کند البته شما هم باید یک سکه تمام بهار آزادی بدهید
امام جمعه و فرماندار شهر به تهران بیایند و حضوری دعوت کنند؛ دعوت نامه کتبی را نمی پذیرم
چون شهر شما فرودگاه ندارد نمی آیم! جانم را که از سر راه نیاورده ام که در جاده به خطر بیندازم و با اتومبیل مسیر فرودگاه (مرکز استان) تا شهر شما را زمینی طی کنم. من فقط در مرکز استان سخنرانی می کنم و به شهرستان نمی روم، لطفا اصرار نکنید
به شرطی می آیم که در شهرستان های اطرافتان هم برایم برنامه بگذارید و دست کم صدا و سیمای مرکز استان سخنرانی مرا پوشش دهد
در پایان لازم به یادآوری است، با توجه به وضع عمومی زندگی بیشتر طلاب و روحانیون که در حد اقشار متوسط جامعه و همراه با مشقات فراوان است، نهادهای مسئول و به ویژه رسانه ملی حواسشان باشد که با پر و بال دادن به چنین افرادی، آنها را به عنوان نمونه ای از جامعه روحانیون معرفی نکنند تا به دنبال آن، فضایی منفی نزد افکار عمومی در این باره شکل بگیرد
از تاکسی پیاده شدم به راننده نیگا میکنم, میگه باقی پولتو میخوای؟ میگم نه پـَـَــــ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم
دختر "با کلی عشوه و ناز": کلی پسر با تک تک نفس های من مردن !!!! ـ
پسر با اعتماد نفس: پ نه پ میخواستی نمیرن ازون بوی بد دهنت
تو پارک رفتم دستشویی اومدم بیرون یکی جلومو گرفته! میگم پولیه؟ مبگه پ نه پ من اینجا نشستم پشه ها نیان تو حین کار براتون مزاحمت ایجاد کنند
از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن، طرف میگه بفرستم واستون؟ پ ن پ آپلود کن، لینکش رو بده، دانلود میکنم
میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟ سرخ پوسته گفت پ نه پ ژاپونه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم
تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟ پـَـ نه پـَـ اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم!!!! ـ
با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگ بزنم امبولانس بیاد؟ میگم : پـَـ نه پـَـ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش میکنیم!!!! ـ
داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده، خوردم زمین میگه کمک میخوای؟ میگم پـَـ نه پـَـ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت میکنم بریییید برییییییید!!!! ـ
پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم میگه یعنی چند سال دیگه میخوای ازدواج کنی؟ پـَـ نه پـَـ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه!!!! ـ
رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!! پـَـ نه پـَـ سه راه آذری ، دربست...!!!! ـ
رفتم داروخونه، میگم باند دارین؟ میگه باند پانسمان؟ پَ نه پَ باند فرودگاه ! میخوام فرود بیام !
انفجار اشتراک اطلاعات با وب 2 و ابزارهایی مثل یوتیوب و توییتر پخش شایعه و قابل باور کردن آن بسیار آسان تر شده است.
در این مطلب به 10 شایعه بزرگ تاریخ وب که خیلیها در سراسر
جهان آن ها را باور کرده بودند میپردازیم
1 – هیولای مونتاک (2008)
در جولای سال 2008 انتشار مقاله ای در روزنامه محلی مونتاک
واقع در نیویورک به همراه یک عکس منجر به پخش شایعه هیولای مونتاک شد . در این
مقاله جنازه موجودی عجیب و ترسناک نشان داده می شد که به گفته این روزنامه در
سواحل مونتاک پیدا شده بود . نکته جالب اینجاست که اگر چه صحت این موضوع هیچ
وقت تایید نشد، اما هیچ خبر و اطلاعیه ای هم در نفی آن منتشر نشد و هنوز هم هیچ
کس نمیداند که آیا این موجود ترسناک واقعاً وجود داشته و در این صورت چه اسمی
میتوان برای آن گذاشت ؟ یک راکون ؟ یک لاک پشت دریایی بدون لاک ؟ یا یک سگ
بوکسور !
در جولای سال 2008 انتشار مقاله ای در روزنامه محلی مونتاک واقع در نیویورک به
همراه یک عکس منجر به پخش شایعه هیولای مونتاک شد . در این مقاله جنازه موجودی
عجیب و ترسناک نشان داده می شد که به گفته این روزنامه در سواحل مونتاک پیدا
شده بود . نکته جالب اینجاست که اگر چه صحت این موضوع هیچ وقت تایید نشد ، اما
هیچ خبر و اطلاعیه ای هم در نفی آن منتشر نشد و هنوز هم هیچ کس نمی داند که آیا
این موجود ترسناک واقعاً وجود داشته و در این صورت چه اسمی می توان برای آن
گذاشت ؟ یک راکون ؟ یک لاک پشت دریایی بدون لاک ؟ یا یک سگ بوکسور !
2 – چگونه آیپادتان را با یک پیاز
شارژ کنید (2007)
یکی از خنده دار ترین شوخی های وبی را پخش کرده است . این
سایت فیلمی را در یوتیوب منتشر کرد که نشان میداد چطور میتوان یک دستگاه آی
پاد را تنها با یک پیاز شارژ کرد ! نکته جالب این بود که آنقدر در این ویدیو
دلایل علمی و منطقی برای این موضوع بیان می شود که در نگاه اول کاملاً باور
پذیر است و به همین دلیل بود که این آموزش در ده ها روزنامه به چاپ رسید و کلی
از ملت آیپاد هایشان را به پیاز وصل کردند . اما بعد از گذشته یک هفته این سایت
نوشت : سر کار بودی داداش!
3 – پری شهر
دربی 2006
Dan Baines انگلیسی ب عنوان دروغ اول آوریل سال 2006 در سایتش نوشت که توانسته لاشه یک پری را پیدا کند و حاضر است که آن را در eBay به فروش برساند . ظاهراً پری قلابی Dan زیادی خوب ساخته شده بود ، چون سایتش به راحتی 20000 ویزیتور پیدا کرد و حتی بعد از اینکه اعلام شد این پری قلابی است Dan ایمیل هایی دریافت می کرد مبنی بر اینکه بهتر است قبل از اینکه نفرین پری او را بگیرد جنازه اش را طی مراسمی به خاک بسپارد !
4- دختر 15 ساله یوتیوب (2006
در سال 2006 دختری به ظاهر 15 ساله شروع به انتشار سری ویدیوهایی کرد که در آنها خیلی ساده درد و دل و از زندگی سختش با والدینی با عقاید عجیب و غریب مذهبی تعریف میکرد . این سری ویدیوها ناگهان به شدت محبوب شدند و با اینکه 2 ماه بعد معلوم شد که ساختی و دارای فیلمنامه هستند و حتی اسم بازگیر نوجوان هم معلوم شد (جسیکا رز ) تا اواخر سال 2008 همچنان جزو پر بازدید های یوتیوب باقی ماندند .
5- تلویزیون گوگل (2007)
شایعه تاسیس تلویزیون گوگل سال هاست که بگوش میرسد . بنابرین تعجبی نداشت که وقتی مارک اریکسون باهوش ویدیویی بسیار خوش ساخت به نام چطوری به سرویس بتای تلوزیون گوگل دسترسی پیدا کنیم منتشر کرد، ملت موبه مو آموزش او را اجرا کردند و البته به باقالی ها راهنمایی شدند ! با وجود اینکه تلویزیون گوگل وجود خارجی ندارد ، ولی سایتی ساخته شد که بطور شگفت آوری به ویدیوی منتشر شده توسط مارک شبیه است .
6- بیل گیتس به شما همینطوری
پول میدهد ( 2007 )
این درست است که بیل گیتس از طریق کمپانی بیل و ملیندا گیتس در سراسر جهان به مردم کمک رسانی و کار های خیریه انجام میدهد، اما شایعه ای که در صورت فوروارد کردن یک سری ایمیل مربوط به مایکروسافت به حساب شما پول واریز می شود به هیچ وجه صحت نداشت . ماجرا از این قرار بود که ایمیل هایی به دست ملت می رسید که مایکروسافت و Aol در حال تست یک برنامه جدید ردیابی ایمیل هستند و به حساب کسانی که این ایمیل را به دوستانشان فوروارد کنند بسته به تعداد فوروارد پول واریز میکند. جالب اینکه ماجرا هنوز هم ادامه دارد و عده ای همچنان مشغول فوروارد کردن این ایمیل هستند !
7 – عنکبوتهای غول پیکر در
عراق (2004 )
این ماجرا هم از طریق یک ایمیل شروع شد . به این ترتیب که در
آن از مردم خواسته میشد که برای سربازان آمریکایی در عراق دست به دعا بردارند.
نه بخاطر اینکه جنگ خطرناک است یا آنها از خانوادشان دور هستند بلکه بخاطر
عنکبوت های غول پیکر ماقبل تاریخ که در بیابان های عراق به سربازان حمله میکنند.
این شایه البته به صورت خیلی محدودتر در جنگ اول خلیج فارس در سال 1993 ساخت
شده بود که در آن بیان میشد که این عنکبوت ها 25 مایل در ساعت سرعت دارند. میتوانند
10 ها متر در هوا بپرند و می توانند تا 10 اینچ طول داشته باشند.
ماجرا از آنجا قابل باور شد که همراه این ایمیل عکسی هم بود که سربازی را در
حالی که یکی از این عنکبوت ها را در دست داشت نشان میداد. جالبتر اینکه این
عنکبوت ها واقعاً وجود دارند اما نه به بزرگی و وحشتناکی که در عکس نشان داده
میشد .بلکه این زاویه خاص عکس بود که عنکبوت زبان بسته را اینقدر ترسناک نشان
می داد !
8- سگ هرکولی (2007)
در سال 2007 عکسی منتشر شد که در آن سگی به اسم هرکول، با وزنی مادل 282 پوند و اندازه ای تقریباً برابر یک اسب نشان داده میشد. گرچه این عکس فوتوشاپی بود اما جالب اینکه قبلاً سگی به همین نام به عنوان بزرگترین سگ جهان معرفی شده بود و همین باعث باور پذیر شدن عکس شد. اما بطور مسلم این هرکول، اون هرکول نبود !
9- جنازه بزرگ پا (2008)
سال گذشته 2 شایعه پران ! حرفه ای کفرانس مطبوعاتی به راه انداختند و در آن عکسی از جنازه یک بزرگ پا نشان دادند . شدت پخش این شایعه و عکس در سطح وب به قدری بود که حتی شبکه CNN هم به آن پوشش خبری داد. یک علاقه مند ساده هم 50000 دلار برای خرید این بزرگ پا به شایعه پراکنان پرداخت و تنها بسته بزرگی از یخ دریافت کرد . یکی از دو شایعه پران که پلیس بود از کار اخراج و نفر دیگر هم دادگاهی شد !
10 – نسخه
وطنی : دختری که به کانگورو تبدیل شد (1386)
اما در نسخه وطنی پخش شایعه وبی، حدودا 2 سال پیش بود که هرچه سایت
پربازدید دارای لینکدونی و حتی چند سایت خبری معتبر ، خبر و عکسی را منتشر
کردند مبنی بر اینکه دختر هلندی که برای لجبازی با مادر مسلمانش به قرآن او
اهانت کرده بود بلافاصله آتش گرفته و به موجودی عجیب شبیه کانگورو تبدیل شده و
در حال حاضر در بیمارستانی در هلند بستری است !
بحث راجع به این ماجرا در فروم ها و حتی محافل غیر مجازی به شدت بالا گرفته بود
تا اینکه در نهایت معلوم شد موجود نشان داده شده در این عکس ، مجسمه ایست که در
یک نمایشگاه هنرهای تجسمی در هلند نگهداری میشود
دعایت می کنم، عاشق شوی روزیبفهمی زندگی بی عشق نازیباستدعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشیبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرماییبیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب هابخوانی نغمه ای با مهردعایت می کنم، در آسمان سینه اتخورشید مهری رخ بتابانددعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکیبیاید راه چشمت راسلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهردعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنیبا دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود رادعایت می کنم، روزی بفهمی با خداتنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داریو هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد دادمپوشانی تنت را از نوازش های بارانیدعایت می کنم، روزی بفهمیگرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک استدعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسدبا عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداستشبانگاهی، تو هم با عشق با نجوابخوانی خالق خود رااذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نورببوسی سجده گاه خالق خود رادعایت می کنم، روزی خودت را گم کنیپیدا شوی در اودو دست خالیت را پرکنی از حاجت وبا او بگویی:بی تو این معنای بودن، سخت بی معناستدعایت می کنم، روزینسیمی خوشه اندیشه ات راگرد و خاک غم بروباندکلام گرم محبوبیتو را عاشق کند بر نوردعایت می کنم، وقتی به دریا می رسیبا موج های آبی دریا به رقص آییو از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزیبسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانیلباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانیبه کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانیدعایت می کنم، روزی بفهمیدر میان هستی بی انتها باید تو می بودیبیابی جای خود را در میان نقشه دنیابرایت آرزو دارمکه یک شب، یک نفر با عشق در گوش تواسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرددعایت می کنم، عاشق شوی روزیبگیرد آن زبانتدست و پایت گم شودرخساره ات گلگون شودآهسته زیر لب بگویی، آمدمبه هنگام سلام گرم محبوبتو هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت راندانی کیستیمعشوق عاشق؟عاشق معشوق؟آری، بگویی هیچ کسدعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستیببندی کوله بارت راتو را در لحظه های روشن با اودعایت می کنم ای مهربان همراهتو هم ای خوب منگاهی دعایم کن
|

ایسنا: میتسویوكی ایكدا، پژوهشگر آزمایشگاه اوكایامای ژاپن پس از درخواست سازمان فاضلاب توكیو برای پیدا كردن راهی برای استفاده از ضایعات شهری، دست به این ابتكار نامطبوع زده است
ایكدا دریافت كه مدفوع موجود در فاضلاب شهری به دلیل وجود باكتریهای بسیار می تواند به یك منبع پروتئینی تبدیل شود. این دانشمند ژاپنی با كمك همكارانش توانستند پروتئینها را از این مواد جدا كرده و با آن نوعی گوشت مصنوعی درست كنند كه با رنگ غذایی به رنگ قرمز درآمده و با سویا طعم گرفته است
قیمت این گوشت مصنوعی در حال حاضر 10 تا 20 بار از گوشتهای عادی گرانتر بوده و دانشمندان امیدوارند كه بتوانند قیمت آنرا پایینتر بیاورند. ایكدا همچنین اطمینان داده كه گواهی سبز این ماده به مصرفكنندگان كمك میكند تا بر تمام موانع روانی خود غلبه كنند
تبلیغات 